چرا یادگیری اسامی قابل شمارش و غیر قابل شمارش ضروری است؟
یادگیری ساختارهای پایه ای زبان انگلیسی نقش تعیین کننده ای در تسلط بر مهارت گفتار و نوشتار دارد. یکی از مفاهیم بنیادین گرامر انگلیسی، شناخت دقیق اسامی قابل شمارش و اسامی غیر قابل شمارش است. درک صحیح این دو نوع اسم به زبان آموز کمک می کند تا در کاربرد افعال مانند is و are و همچنین استفاده از کمیت سنج هایی مانند many, much, few, little دچار خطا نشود. اهمیت این موضوع زمانی افزایش می یابد که زبان آموز قصد دارد مهارت های خود را برای شرکت در آزمون های تعیین سطح زبان در کرج یا مراکز آموزشی معتبر ارتقا دهد.
با شناخت اسامی قابل شمارش و اسامی غیر قابل شمارش می توان جملاتی طبیعی تر، روان تر و مطابق با قواعد استاندارد زبان انگلیسی ساخت. به عنوان مثال، دانستن اینکه می گوییم some water نه many waters یا a few apples نه a little apples تفاوت میان تسلط و اشتباه در جمله سازی را مشخص می کند. این مهارت همچنین در بهبود درک شنیداری و نوشتاری مؤثر است، زیرا زبان آموز به تدریج قادر خواهد بود نقش واژه ها و ساختارهای مرتبط با اسامی قابل شمارش و اسامی غیر قابل شمارش را در جمله تشخیص دهد و از اشتباهات رایج پرهیز کند.
اسامی قابل شمارش چیست؟
اسامی قابل شمارش (Countable Nouns) به اسم هایی گفته می شود که می توان آن ها را به صورت عددی شمرد، برایشان حالت مفرد و جمع در نظر گرفت، و از عدد، یا کلماتی مانند a, an, many, few پیش از آن ها استفاده کرد.
| مفرد (Singular) | جمع (Plural) | مثال انگلیسی | ترجمه فارسی |
| apple | apples | I eat two apples. | من دو سیب می خورم. |
| book | books | These books are new. | این کتاب ها جدید هستند. |
| car | cars | He washed his cars. | او ماشین هایش را شست. |
| dog | dogs | The dogs are barking. | سگ ها پارس می کنند. |
| cat | cats | She loves her cats. | او گربه هایش را دوست دارد. |
| chair | chairs | There are five chairs. | پنج صندلی وجود دارد. |
| table | tables | We bought two tables. | ما دو میز خریدیم. |
| pen | pens | I lost my pens. | من خودکارهایم را گم کردم. |
| student | students | The students are studying. | دانش آموزان در حال درس خواندن هستند. |
| teacher | teachers | Teachers help students. | معلمان به دانش آموزان کمک می کنند. |
| friend | friends | My friends are kind. | دوستانم مهربان هستند. |
| city | cities | Big cities are crowded. | شهرهای بزرگ شلوغ هستند. |
| bus | buses | The buses are full. | اتوبوس ها پر هستند. |
| glass | glasses | I broke two glasses. | من دو لیوان شکستم. |
| shoe | shoes | His shoes are clean. | کفش هایش تمیز هستند. |
| boy | boys | The boys are playing. | پسرها در حال بازی هستند. |
| girl | girls | The girls are singing. | دخترها در حال آواز خواندن اند. |
| door | doors | Close the doors, please. | لطفاً درها را ببند. |
| window | windows | The windows are open. | پنجره ها باز هستند. |
| phone | phones | These phones are expensive. | این تلفن ها گران هستند. |
| key | keys | I can’t find my keys. | نمی توانم کلیدهایم را پیدا کنم. |
| box | boxes | There are many boxes here. | اینجا جعبه های زیادی است. |
| computer | computers | Computers are useful. | کامپیوترها مفید هستند. |
| bag | bags | She has three bags. | او سه کیف دارد. |
| flower | flowers | The flowers smell nice. | گل ها بوی خوبی دارند. |
| tree | trees | The trees are tall. | درخت ها بلند هستند. |
| bird | birds | Birds can fly. | پرندگان می توانند پرواز کنند. |
| house | houses | The houses are beautiful. | خانه ها زیبا هستند. |
| child | children | The children are happy. | بچه ها خوشحال هستند. |
| foot | feet | My feet hurt. | پاهایم درد می کنند. |
| man | men | Men work hard. | مردان سخت کار می کنند. |
| woman | women | Women are talking. | زنان در حال صحبت اند. |
| tooth | teeth | Her teeth are white. | دندان هایش سفید هستند. |
| knife | knives | Be careful with the knives. | با چاقوها مراقب باش. |
| life | lives | They live happy lives. | آن ها زندگی های شادی دارند. |
| story | stories | She writes stories. | او داستان می نویسد. |
| country | countries | There are many countries. | کشورهای زیادی وجود دارند. |
| baby | babies | The babies are sleeping. | نوزادان خوابیده اند. |
| watch | watches | I sell watches. | من ساعت می فروشم. |
| toy | toys | The toys are on the shelf. | اسباب بازی ها روی قفسه اند. |
| student | students | Students study hard. | دانش آموزان سخت درس می خوانند. |
| idea | ideas | Your ideas are great. | ایده های تو عالی اند. |
| coin | coins | I found some coins. | چند سکه پیدا کردم. |
| ticket | tickets | Tickets are sold out. | بلیت ها تمام شدند. |
| actor | actors | Famous actors attended. | بازیگران مشهور شرکت کردند. |
| singer | singers | The singers performed well. | خوانندگان عالی اجرا کردند. |
| picture | pictures | I took some pictures. | چند عکس گرفتم. |
| movie | movies | I like old movies. | من فیلم های قدیمی را دوست دارم. |
| student | students | Students learn daily. | دانش آموزان روزانه یاد می گیرند. |
| egg | eggs | She bought six eggs. | او شش تخم مرغ خرید. |
| bottle | bottles | The bottles are empty. | بطری ها خالی اند. |
| candle | candles | Light the candles. | شمع ها را روشن کن. |
| spoon | spoons | We need more spoons. | ما قاشق های بیشتری نیاز داریم. |
| fork | forks | Where are the forks? | چنگال ها کجایند؟ |
| cup | cups | The cups are clean. | فنجان ها تمیزند. |
| plate | plates | Plates are on the table. | بشقاب ها روی میز هستند. |
| mountain | mountains | The mountains are high. | کوه ها بلند هستند. |
| river | rivers | Rivers flow fast. | رودخانه ها سریع جریان دارند. |
| star | stars | Stars shine at night. | ستاره ها در شب می درخشند. |
| planet | planets | There are eight planets. | هشت سیاره وجود دارد. |
| student | students | Students are present. | دانش آموزان حاضرند. |
| pen | pens | I bought new pens. | خودکارهای جدید خریدم. |
| shoe | shoes | His shoes are black. | کفش هایش سیاه اند. |
| lesson | lessons | English lessons help me. | درس های انگلیسی به من کمک می کنند. |
| game | games | Children love games. | کودکان بازی ها را دوست دارند. |
| clock | clocks | The clocks stopped. | ساعت ها از کار افتادند. |
| shop | shops | Many shops are closed. | فروشگاه های زیادی بسته اند. |
| street | streets | The streets are empty. | خیابان ها خالی اند. |
| hat | hats | I like your hats. | من کلاه هایت را دوست دارم. |
| dress | dresses | Her dresses are beautiful. | لباس هایش زیبا هستند. |
| phone | phones | Old phones are slow. | تلفن های قدیمی کندند. |
| computer | computers | New computers are fast. | کامپیوترهای جدید سریع اند. |
| animal | animals | Wild animals live here. | حیوانات وحشی اینجا زندگی می کنند. |
| fruit | fruits | I like tropical fruits. | من میوه های گرمسیری را دوست دارم. |
| vegetable | vegetables | Vegetables are healthy. | سبزیجات سالم اند. |
| lamp | lamps | Lamps give light. | چراغ ها نور می دهند. |
| carpet | carpets | The carpets are new. | فرش ها جدیدند. |
| coin | coins | I collect coins. | من سکه جمع می کنم. |
| bus | buses | Buses are late. | اتوبوس ها دیر کرده اند. |
| driver | drivers | Drivers must be careful. | رانندگان باید مراقب باشند. |
| actor | actors | Actors perform plays. | بازیگران نمایش اجرا می کنند. |
| dress | dresses | Her dresses shine. | لباس هایش می درخشند. |
| cloud | clouds | Clouds cover the sky. | ابرها آسمان را پوشانده اند. |
| beach | beaches | The beaches are crowded. | سواحل شلوغ اند. |
| car | cars | Cars are parked outside. | ماشین ها بیرون پارک شده اند. |
| bottle | bottles | Bottles are on the shelf. | بطری ها روی قفسه اند. |
| page | pages | I read ten pages. | ده صفحه خواندم. |
| lesson | lessons | Today’s lessons are easy. | درس های امروز آسان اند. |
| idea | ideas | Good ideas matter. | ایده های خوب مهم اند. |
| plan | plans | Our plans changed. | برنامه های ما تغییر کرد. |
| project | projects | The projects are complete. | پروژه ها کامل شدند. |
| student | students | Students enjoy learning. | دانش آموزان از یادگیری لذت می برند. |
| doctor | doctors | Doctors save lives. | پزشکان جان نجات می دهند. |
| engineer | engineers | Engineers design bridges. | مهندسان پل طراحی می کنند. |
| nurse | nurses | Nurses help patients. | پرستاران به بیماران کمک می کنند. |
| worker | workers | The workers are tired. | کارگران خسته اند. |
| artist | artists | Artists create beauty. | هنرمندان زیبایی خلق می کنند. |
| writer | writers | Writers inspire people. | نویسندگان الهام بخش مردم اند. |
۲۰ مثال کاربردی اسامی قابل شمارش
- اسامی قابل شمارش : I have two pens in my bag. → من دو خودکار در کیفم دارم.
- اسامی قابل شمارش : There are many cars outside. → بیرون ماشین های زیادی هست.
- اسامی قابل شمارش : She bought three dresses yesterday. → او دیروز سه لباس خرید.
- اسامی قابل شمارش : Students are reading in the library. → دانش آموزان در کتابخانه مطالعه می کنند.
- اسامی قابل شمارش : He found a coin on the floor. → او یک سکه روی زمین پیدا کرد.
- اسامی قابل شمارش : The dogs are playing in the park. → سگ ها در پارک بازی می کنند.
- اسامی قابل شمارش : We planted five trees. → ما پنج درخت کاشتیم.
- اسامی قابل شمارش : My friends are waiting for me. → دوستانم منتظر من اند.
- اسامی قابل شمارش : There are ten chairs in the room. → در اتاق ده صندلی وجود دارد.
- اسامی قابل شمارش : She took some pictures of the sunset. → او چند عکس از غروب گرفت.
- اسامی قابل شمارش : The actors performed perfectly. → بازیگران عالی اجرا کردند.
- اسامی قابل شمارش : I saw two birds on the branch. → دو پرنده روی شاخه دیدم.
- اسامی قابل شمارش : They built new houses near the river. → آن ها خانه های جدیدی کنار رودخانه ساختند.
- اسامی قابل شمارش : The babies are sleeping now. → نوزادان اکنون خوابیده اند.
- اسامی قابل شمارش : My parents bought new lamps. → والدینم چراغ های جدید خریدند.
- اسامی قابل شمارش : Doctors help sick people. → پزشکان به بیماران کمک می کنند.
- اسامی قابل شمارش : Workers repaired the road. → کارگران جاده را تعمیر کردند.
- اسامی قابل شمارش : She wrote three stories. → او سه داستان نوشت.
- اسامی قابل شمارش : He collected old coins. → او سکه های قدیمی جمع آوری کرد.
- اسامی قابل شمارش : The students passed their exams. → دانش آموزان امتحاناتشان را با موفقیت گذراندند.
اسامی غیر قابل شمارش چیست؟
اسامی غیر قابل شمارش (Uncountable Nouns) اسم هایی هستند که نمی توان آن ها را به صورت عددی شمرد، زیرا به یک توده، مفهوم کلی یا ماده اشاره دارند. این اسم ها معمولاً شکل جمع ندارند و همیشه با فعل مفرد استفاده می شوند. برای بیان مقدار آن ها از واحدهای اندازه گیری مانند a piece of, a glass of, some, a little, much و غیره بهره می بریم. در زبان انگلیسی، حتی تعداد سیلاب در زبان انگلیسی برخی اسامی غیرقابل شمارش نیز بر تلفظ و ریتم جمله تأثیر می گذارد.
نمونه هایی مانند water, sugar, information, furniture یا advice از پرکاربردترین اسامی غیرقابل شمارش در زبان انگلیسی اند.
| اسم انگلیسی | ترجمه فارسی | مثال انگلیسی | ترجمه مثال |
| water | آب | I drink water every day. | من هر روز آب می نوشم. |
| milk | شیر | Milk is good for health. | شیر برای سلامتی مفید است. |
| sugar | شکر | I need some sugar. | کمی شکر لازم دارم. |
| rice | برنج | Rice is a main food in Asia. | برنج غذای اصلی در آسیاست. |
| coffee | قهوه | Coffee keeps me awake. | قهوه من را بیدار نگه می دارد. |
| tea | چای | She drinks tea every morning. | او هر صبح چای می نوشد. |
| air | هوا | Air is essential for life. | هوا برای زندگی ضروری است. |
| bread | نان | I bought some bread. | کمی نان خریدم. |
| money | پول | Money can’t buy happiness. | پول نمی تواند خوشبختی بخرد. |
| music | موسیقی | I love classical music. | من موسیقی کلاسیک را دوست دارم. |
| furniture | وسایل منزل | The furniture is new. | وسایل منزل جدید است. |
| information | اطلاعات | I need more information. | من به اطلاعات بیشتری نیاز دارم. |
| advice | نصیحت | She gave me good advice. | او نصیحت خوبی به من کرد. |
| luggage | چمدان / بار | His luggage is heavy. | چمدانش سنگین است. |
| baggage | بار مسافرتی | Our baggage was checked. | بار ما بررسی شد. |
| homework | مشق خانه | I have too much homework. | مشق زیادی دارم. |
| news | اخبار | The news is surprising. | اخبار شگفت انگیز است. |
| knowledge | دانش | Knowledge is power. | دانش قدرت است. |
| progress | پیشرفت | She made great progress. | او پیشرفت زیادی داشت. |
| work | کار | Hard work brings success. | کار سخت موفقیت می آورد. |
| traffic | ترافیک | The traffic is terrible today. | امروز ترافیک وحشتناک است. |
| weather | هوا / آب وهوا | The weather is cold. | هوا سرد است. |
| equipment | تجهیزات | The equipment is expensive. | تجهیزات گران است. |
| furniture | مبلمان | The furniture looks old. | مبلمان قدیمی به نظر می رسد. |
| research | پژوهش | Research takes time. | پژوهش زمان بر است. |
| scenery | منظره | The scenery is beautiful. | منظره زیباست. |
| luggage | بار | My luggage is missing. | چمدانم گم شده است. |
| clothing | پوشاک | Clothing protects our body. | پوشاک از بدن ما محافظت می کند. |
| jewelry | جواهرات | Her jewelry is expensive. | جواهرات او گران هستند. |
| gold | طلا | Gold is a valuable metal. | طلا فلزی باارزش است. |
| silver | نقره | Silver is shiny. | نقره براق است. |
| sand | شن | Sand feels warm. | شن گرم است. |
| salt | نمک | Add some salt to the soup. | کمی نمک به سوپ اضافه کن. |
| oil | روغن | Oil is used for cooking. | روغن برای پخت و پز استفاده می شود. |
| butter | کره | Butter melts quickly. | کره سریع ذوب می شود. |
| cheese | پنیر | Cheese is made from milk. | پنیر از شیر ساخته می شود. |
| meat | گوشت | Meat is rich in protein. | گوشت سرشار از پروتئین است. |
| beef | گوشت گاو | Beef is popular in burgers. | گوشت گاو در برگر محبوب است. |
| chicken | گوشت مرغ | I like chicken with rice. | مرغ با برنج را دوست دارم. |
| fish | ماهی | Fish is good for the brain. | ماهی برای مغز مفید است. |
| paper | کاغذ | I need some paper. | کمی کاغذ نیاز دارم. |
| ink | جوهر | Ink stains are hard to remove. | لکه های جوهر سخت پاک می شوند. |
| water | آب | Water covers most of Earth. | آب بیشتر زمین را پوشانده است. |
| rain | باران | Rain is falling. | باران در حال باریدن است. |
| snow | برف | Snow covers the street. | برف خیابان را پوشانده است. |
| ice | یخ | Ice melts in the sun. | یخ در آفتاب ذوب می شود. |
| smoke | دود | Smoke rose from the fire. | دود از آتش بلند شد. |
| fire | آتش | Fire gives light and heat. | آتش نور و گرما می دهد. |
| electricity | برق | Electricity powers homes. | برق خانه ها را روشن می کند. |
| gas | گاز | Gas is dangerous. | گاز خطرناک است. |
| time | زمان | Time flies fast. | زمان سریع می گذرد. |
| patience | صبر | Patience is important. | صبر مهم است. |
| love | عشق | Love brings peace. | عشق آرامش می آورد. |
| happiness | خوشبختی | Happiness matters most. | خوشبختی بیش از هر چیز مهم است. |
| beauty | زیبایی | Beauty is in the eyes. | زیبایی در چشم هاست. |
| health | سلامتی | Health is wealth. | سلامتی ثروت است. |
| freedom | آزادی | Freedom is priceless. | آزادی بی قیمت است. |
| peace | صلح | Peace is essential. | صلح ضروری است. |
| luck | شانس | Luck helped him win. | شانس به او کمک کرد تا برنده شود. |
| education | آموزش | Education shapes society. | آموزش جامعه را شکل می دهد. |
| art | هنر | Art inspires people. | هنر الهام بخش انسان هاست. |
| literature | ادبیات | Literature enriches minds. | ادبیات ذهن ها را غنی می کند. |
| music | موسیقی | Music relaxes the soul. | موسیقی روح را آرام می کند. |
| poetry | شعر | Poetry expresses emotion. | شعر احساسات را بیان می کند. |
| furniture | وسایل خانه | The furniture was delivered. | وسایل خانه تحویل داده شد. |
| homework | تکلیف | I finished my homework. | تکالیفم را تمام کردم. |
| news | خبر | The news is interesting. | خبر جالب است. |
| permission | اجازه | We need permission to enter. | برای ورود اجازه لازم است. |
| homework | مشق | He has too much homework. | او مشق زیادی دارد. |
| vocabulary | واژگان | Vocabulary is key to fluency. | واژگان کلید روانی است. |
| grammar | دستور زبان | Grammar rules help writing. | قواعد دستور زبان به نوشتن کمک می کنند. |
| dust | گرد و خاک | Dust covers the table. | گرد و خاک روی میز را گرفته است. |
| smoke | دود | Smoke filled the room. | دود اتاق را پر کرد. |
| pollution | آلودگی | Pollution harms nature. | آلودگی به طبیعت آسیب می زند. |
| garbage | زباله | Garbage smells bad. | زباله بوی بدی می دهد. |
| furniture | مبلمان | The furniture was damaged. | مبلمان آسیب دید. |
| machinery | ماشین آلات | Machinery is expensive. | ماشین آلات گران اند. |
| traffic | ترافیک | Traffic causes delay. | ترافیک باعث تأخیر می شود. |
| weather | وضعیت هوا | The weather improved. | وضعیت هوا بهتر شد. |
| nature | طبیعت | Nature is beautiful. | طبیعت زیباست. |
| sunlight | نور خورشید | Sunlight brightens the room. | نور خورشید اتاق را روشن می کند. |
| darkness | تاریکی | Darkness fell over the city. | تاریکی شهر را فرا گرفت. |
| honesty | صداقت | Honesty builds trust. | صداقت اعتماد ایجاد می کند. |
| courage | شجاعت | Courage defeats fear. | شجاعت ترس را از بین می برد. |
| wisdom | خرد | Wisdom comes with age. | خرد با سن می آید. |
| patience | صبوری | Patience is a virtue. | صبوری یک فضیلت است. |
| sleep | خواب | Sleep restores energy. | خواب انرژی را بازمی گرداند. |
| energy | انرژی | Energy is essential. | انرژی ضروری است. |
| power | نیرو | Power must be used wisely. | نیرو باید خردمندانه استفاده شود. |
| beauty | زیبایی | Beauty fades with time. | زیبایی با زمان کم رنگ می شود. |
| experience | تجربه | Experience teaches lessons. | تجربه درس می دهد. |
| rain | باران | Rain cleans the air. | باران هوا را پاک می کند. |
| grass | چمن | Grass grows fast. | چمن سریع رشد می کند. |
| flour | آرد | Flour is used for baking. | آرد برای پخت استفاده می شود. |
| coffee | قهوه | Coffee smells great. | قهوه بوی خوبی دارد. |
| tea | چای | Tea refreshes the mind. | چای ذهن را تازه می کند. |
| wine | شراب | Wine ages over time. | شراب با زمان کهنه می شود. |
| soup | سوپ | Soup is hot. | سوپ داغ است. |
| juice | آبمیوه | Juice is healthy. | آبمیوه سالم است. |
| clothing | لباس | Clothing keeps us warm. | لباس ما را گرم نگه می دارد. |
| courage | دلاوری | Courage is admirable. | دلاوری ستودنی است. |
۲۰ مثال اسامی غیر قابل شمارش
- اسامی غیر قابل شمارش : I need some water to drink. → من برای نوشیدن کمی آب لازم دارم.
- اسامی غیر قابل شمارش : She gave me useful advice. → او به من نصیحت مفیدی داد.
- اسامی غیر قابل شمارش : There isn’t much sugar → شکر زیادی باقی نمانده است.
- اسامی غیر قابل شمارش : He made great progress this year. → او امسال پیشرفت زیادی کرد.
- اسامی غیر قابل شمارش : Furniture makes a house comfortable. → وسایل منزل خانه را راحت می کند.
- اسامی غیر قابل شمارش : She listens to music every evening. → او هر عصر به موسیقی گوش می دهد.
- اسامی غیر قابل شمارش : I need more information about the trip. → من به اطلاعات بیشتری درباره سفر نیاز دارم.
- اسامی غیر قابل شمارش : He has too much work → او امروز کار زیادی دارد.
- اسامی غیر قابل شمارش : Water is essential for life. → آب برای زندگی ضروری است.
- اسامی غیر قابل شمارش : We have little time → زمان کمی باقی مانده است.
- اسامی غیر قابل شمارش : Happiness is priceless. → خوشبختی بی قیمت است.
- اسامی غیر قابل شمارش : There is too much traffic in the city. → ترافیک زیادی در شهر است.
- اسامی غیر قابل شمارش : He bought some furniture for the office. → او مقداری وسایل برای دفتر خرید.
- اسامی غیر قابل شمارش : Education builds a strong nation. → آموزش ملتی نیرومند می سازد.
- اسامی غیر قابل شمارش : We need patience to learn. → برای یادگیری به صبر نیاز داریم.
- اسامی غیر قابل شمارش : Health is the greatest wealth. → سلامتی بزرگ ترین ثروت است.
- اسامی غیر قابل شمارش : She has a lot of experience in teaching. → او تجربه زیادی در تدریس دارد.
- اسامی غیر قابل شمارش : Honesty creates trust. → صداقت اعتماد می آورد.
- اسامی غیر قابل شمارش : The weather is very cold today. → امروز هوا بسیار سرد است.
- اسامی غیر قابل شمارش : Don’t waste time on complaints. → وقتت را صرف شکایت نکن.
استثناها و موارد خاص: وقتی اسم ها می توانند هر دو باشند!
در زبان انگلیسی، برخی از اسامی بسته به معنا و کاربردشان میتوانند هم به صورت اسامی قابل شمارش (Countable) و هم به صورت اسامی غیرقابل شمارش (Uncountable) استفاده شوند. این استثناها معمولاً زمانی رخ میدهند که اسم به یک واحد مشخص یا یک نمونه از آن اشاره کند، در مقابل زمانی که به ماده یا مفهوم کلی اشاره شود، غیرقابل شمارش تلقی میشود. دانستن این موارد به زبانآموز کمک میکند تا در مکالمات و نوشتار طبیعیتر و بدون خطا جملات خود را بسازد و از اشتباهات رایج جلوگیری کند. به همین دلیل، مطالعه منابع مناسب مثل کتابهای زبان برای بزرگسالان میتواند در تمرین و تثبیت این نکات بسیار مؤثر باشد.
مثال ها:
- Chicken
- Countable → I bought three chickens from the market. (سه مرغ زنده خریدم)
- Uncountable → I like chicken with rice. (گوشت مرغ با برنج را دوست دارم)
- Paper
- Countable → I wrote two papers for my class. (دو مقاله نوشتم)
- Uncountable → I need some paper to print. (کمی کاغذ برای چاپ نیاز دارم)
- Hair
- Countable → I found a hair in my soup. (یک موی روی سوپم پیدا کردم)
- Uncountable → Her hair is very long. (موهایش خیلی بلند است)
- Glass
- Countable → He drank three glasses of water. (او سه لیوان آب نوشید)
- Uncountable → There is glass on the table. (روی میز شیشه هست)
- Light
- Countable → The room has two lights. (اتاق دو چراغ دارد)
- Uncountable → There is too much light in the room. (نور زیادی در اتاق هست)
درک این تفاوت ها باعث می شود بتوانید کلمات شمارش پذیر و غیرشمارش پذیر را به شکل صحیح در جمله به کار ببرید و از اشتباهات گرامری جلوگیری کنید.
تمرین های اسامی قابل شمارش و اسامی غیر قابل شمارش
برای تسلط بیشتر، چند تمرین ساده پیشنهاد می شود:
تمرین ۱: جمله را با much یا many کامل کنید:
- How ___ apples do you have?
- There isn’t ___ sugar left.
تمرین ۲: مشخص کنید اسم ها قابل شمارش اند یا نه:
- Bread
- Idea
- Advice
- Bottle
- Money
تمرین ۳: جمله را اصلاح کنید اگر اشتباه دارد:
- I have two informations about the event.
- There are much people in the park.
پاسخ ها:
۱. many / much
۲. Bread (uncountable), Idea (countable), Advice (uncountable), Bottle (countable), Money (uncountable)
۳. → I have two pieces of information about the event. / There are many people in the park.
نتیجه گیری
تسلط بر اسامی قابل شمارش و اسامی غیر قابل شمارش یکی از پایه های مهم یادگیری گرامر انگلیسی است. با تمرین منظم، شناخت استثناها و کاربرد صحیح این اسامی، می توان جملاتی طبیعی، دقیق و مطابق قواعد ساخت و مهارت گفتار و نوشتار را تقویت کرد. تکرار و استفاده مداوم در مکالمه و نوشتار، کلید تسلط بر این بخش از زبان است.





